X
تبلیغات
رایتل

گذشت زمان

گذشته حال اینده

کلاس زبان

چهارشنبه 13 آبان‌ماه سال 1388 05:53 ب.ظ نویسنده: گل گندم چاپ

مدتها بود که دنبال کلاس زبان میگشتم که بتونم زبانمو تقویت کنم که تو یه کتابخانه پیدا کردم روزی که قرار بود برم فرم ها رو پر کنم دوستم به خاطر اینکه کار داشت منو تنها گذاشت و رفت من هم تصمیم گرفتم این یه کارو تنهایی انجام بدم نمی دونم یه جوری می خواستم به خودم بگم که تنهایی هم می تونی این کارو بکنی باید سوار مترو میشدم خدا رو شکر یکی از بچه های کلاس که تایلندی هست منو خیلی راهنمایی کرد و تا ایستگاه مورد نظر با من امد رفتم قسمت مربوطه داشتن نهار می خوردن کارمو گفتمو خانمه یه عالمه فرم بهم داد که پر کنم راستش بعضیاشو میفهمیدم بعضی یاشو نه به شوهر جان زنگ زدم که چند تاشو ازش بپرسم چی میگه که آخرش بهم گفت همینجوری فرم و پر نکن بیار خانه با هم پر کنیم یه روز دیگه ببر منم که حساب پول مترو و اتوبوس و می کردم میخواستم همون روز کارمو انجام بدم ولی بالاخره راضی شدم یه وقت دیگه بگیرم وقتی به خانم مسول گفتم گفت من خودم نیستم ولی یکی دیگه از دوستام میتونه این کارو انجام بده و در اخر از مانتو و کیف من کلی خوشش آمد و تعریف کردو گفت از کجا امدی گفتم از آمدی گفتم از ایران بعد گفت اتفاقا ما یه همکار ایرانی اینجا داریم منو میگی کلی خوشحال وقتی دیدمش شروع کردم به فارسی حرف زدن و ازش خواستم کمکم کنه فرم رو پر کنم و قبول کرد بالاخره با کمک همون خانم فرم رو پر کردم باید یه تست میدادم که سطحم معلوم شه که به خوبی انجام شد و شاد و خندان برگشتم خانه که کارمو انجام دادم  

از کلاس ها خوشم میاد چون آدم های مختلف از کشور ای مختلف با شکلها و زبان هایی مختلف میبینم همهمون سعی میکنیم منظورمونو برسونیم به نظر جالب میاد  

نظرات (0)
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نام :
ایمیل (پنهان میماند) :
وب/وبلاگ :
متن نظر :